X
تبلیغات
رایتل

تموم آدما با امید زنده ن... امید به هر چیزی حتی حتی حتی ناچیزترین ها...

یه عاشق به امید وصال..یه مشتاق به امید دیدار..یه بیمار به امید شفا..یه گنهکار به امید بخشش..یه پشت کنکوری به امید قبولی..یه پیرزن به امید ازدواج مجدد!!..یه مادر به امید خوشبختی بچه هاش..یه پشیمون به امید روزهای زیبا.....

امید هیچ کسو نباید ناامید کرد..امید یکی که با نیاز به طرفت میاد...

عزیز دلم! هرگز کسی را نا امید نکن.شاید امید او همه دارایی او باشد...

 همه چی امیده.. آدم نا امید وا میده.رو پای خودش نمیتونه وایسه..افسرده میشه..

خدا بنده ای که از محبت خدا ناامیده رو نمی بخشه.......

  • حضرت موسی رفت نزد خداوند و گفت خدایا قارون به من توهین کرده و به ساحت مقدس تو بی حرمتی نموده است می خواهم مجازاتش کنم..خداوند فرمود  آسمان و زمین در اختیار تو..حضرت موسی رفت سراغ قارون..قارون وقتی موسی را با عصا و حالت دید به وحشت افتادشروع کرد به التماس اما حضرت موسی نپذیرفت..قارون هفتاد بار التماس کرد و خواهش کرد که موسی او را ببخشد (امید!) اما موسی نپذیرفت و به اذن خدا دستور داد زمین قارون و تمام ثروتش را ببلعد...
    حضرت موسی سلام الله علیه برای مناجات رفت به کوه طور
    خداوند فرمود موسی چرا بنده مرا نبخشیدی.. خداوند فرمود موسی به حق ذات خودم قسم اگر فقط یکبار از من طلب بخشش کرده بود و از من خواسته بود ببخشمش اجازه نمیدادم تو مجازاتش کنی..ولی او  از تو خواسته بود ..........
  • کافری از ابراهیم طعام خواست (امید!) ابراهیم گفت : اگر مسلمان شوی تو را میهمان کنم و طعام دهم..کافر رفت..خدای-عز و جل-وحی فرستاد که ای ابراهیم!ما هفتاد سال است که این کافر را روزی می دهیم و اگر تو یک شب او را غذا میدادی و از دین او نمی پرسیدی چه میشد؟..ابراهیم در پی آن کافر رفت و او را باز آورد و طعام داد.کافر گفت : چه شد که از حرف خود برگشتی و پی من آمدی و برایم سفره گستردی؟..ابراهیم ماجرا را باز گفت..کافر گفت : اگر خدای تو چنین کریم و مهربان است پس دین خود را بر من عرضه کن تا ایمان بیاورم......