X
تبلیغات
رایتل

امام رضا(ع) برای ما تنها امام ماست که خیلی راحت میشه رفت حرمش و راز و نیاز کرد...

۱۲۸۰سال از روز تولدشون میگذره...

خودت کمکمون کن..تنهامون نذار....

یا علی موسی الرضا

ای پاک مرد یثربی در توس خوابیده

من تو را بیدار می دانم....    اخوان ثالث

گوهر خود را هویدا کن

کمال اینست و بس

خویش را در خویش پیدا کن

 کمال اینست و بس

چند میگویی سخن از درد و عیب دیگران ، خویش را اول مداوا کن

 کمال اینست و بس

پند من بشنو به جز با نفس شوم بدسرشت ، با همه عالم مدارا کن

 کمال اینست و بس

چون به دست خویشتن بستی تو پای خویشتن ، هم به دست خویشتن وا کن

 کمال اینست و بس

 

لب دریا، جدال تور و ماهی،

ز وحشت می رود چشمم سیاهی،

تپیدن های جان ها بود بر خاک،

کنار هم، گناه و بیگناهی !

                                                                        فریدون مشیری

آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای ، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم...

                                                                                   فریدریش نیچه

 

دروغ دروازه همه بداخلاقی هاست...وقتی دروغ میگی مجبوری فرار کنی..چند تا دروغ دیگه هم بگی..مجبوری بداخلاق باشی..باید حقیقتو انکار کنی..مجبوری دیگرانو ناراحت کنی...و...

آخرشم رسوایی و تنهایی

 

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود: « کدام لاستیک پنچر شده بود؟»....!!!!

عشق این توانایی را می دهد که بگویید پوزش می خواهم!.......

                                                                                            کن بلانچارد

گفتم چشمه زندگانی کجاست؟.. گفت در ظلمات.. گفتم راه از کدام جانب است ؟.. گفت از هر طرف روی، اگر روی، راه بری.......

                                                                       عقل سرخ سهروردی

زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیزها زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری....

                                                                                         گابریل گارسیا مارکز

تو زندگی برا غصه خوردن زمینه زیاده اما بیشتر از اون برا شاد بودن.... تو محیط زندگی ما ها انقدر مسایل هست که میشه باهاش صدها سال زانوی غم بغل کرد..بهت فرصت خستگی درکردن هم نمیدن!...اما چاره چیه؟.... باید به خوبی ها نگاه کرد و به زندگی لبخند زد....... 

سر از دریا برون آورد خورشید

چو گل، بر سینه دریا، درخشید

شراری داشت، بر شعر من آویخت

فروغی داشت، بر روی تو بخشید !

آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!
آخرین کلمات یک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرنده‌ام!
آخرین کلمات یک سرنشین اتوموبیل: برو سمت راست راه بازه...
آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره...
آخرین کلمات یک فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم...
آخرین کلمات یک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم...
آخرین کلمات یک قهرمان اتوموبیل رانی : پس مکانیکه میدونه که با ...
آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
آخرین کلمات یک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگیری ها...
آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم تو عرضه شلیک کردن نداری...
آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بیخطره...
آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم...
آخرین کلمات یک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟

آخرین کلمات یک الکتریسین: خوب حالا روشنش کن...
آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟
آخرین کلمات یک بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره...
آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بیخطره؟
آخرین کلمات یک پزشک : راستش تشخیص اولیه‌ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه...
آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره...
آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغه گیوتین گیر کرد...
آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست...
آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم کو؟
آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد...
آخرین کلمات یک خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟

به پندار تو :

جهانم زیباست!

جامه ام دیباست!

دیده ام بیناست!

زبانم گویاست!

قفسم طلاست!

به این ارزد که دلم تنهاست؟!

عزیزا کاسه چشمم سرایت ... به روی هر دو چشمم جای پایت
   1       2       3    >>